*** اطلاعیه مهم ***

بدینوسیله به اطلاع کاربران محترم سایت سنتی ها می رساند به دلیل اعتراض صاحبان آثاری که در سایت سنتی ها قرار گرفته است، و به دلیل اینکه سنتی ها راضی به تضییع حق صاحبان این آثار نیست و از آنجایی که در تمامی مطالب حاوی آثار درج شده در سایت قید کرده ایم که با اخطار و عدم رضایت صاحبان آثار، آنها را از سایت حذف خواهیم کرد؛ تا اطلاع ثانوی کلیه لینک های دانلود فیلم ها، کارتون ها و سریال ها به حالت تعلیق درخواهد آمد و به روز رسانی دیگری در سایت انجام نخواهد شد و به دنبال آن هستیم که بتوانیم از راه های قانونی مجوز یا مجوزهای لازم برای ادامه فعالیت را کسب کنیم.

لذا با عرض پوزش، از کاربران محترمی که اشتراک سایت را تهیه کرده اند تقاضا داریم شکیبا بوده و به سنتی ها فرصت بدهند تا در مورد ادامه فعالیت تعیین تکلیف کنیم و در صورتی که قادر به ادامه فعالیت نباشیم. مبالغ اخذ شده با محاسبه زمان باقیمانده، عودت دهیم.

با تشکر مدیریت سایت سنتی ها

6
  • Sonatiha
  • کارتون قدیمی
  • هیچ نظر

 دانلود انمیشن قصه های بازار با لینک مستقیم

دانلود انمیشن قصه های بازار

دانلود انمیشن قصه های بازار با کیفیت عالی برای اولین باردر اینترنت از سایت سنتی ها

*** در صورت درخواست صاحب اثر یا ستاد ساماندهی از سایت حذف خواهد شد ***

خلاصه داستان : قصه اول (طوطی و بقال): تعداد زیادی از نوجوان ها برای دیدن نمایش، گرد هم آمده اند. راوی، قصه بقالی را تعریف می کند که به طوطی اش بسیار علاقه مند است. طوطی کمک زیادی به بقال می کند و در بازار هم محبوب است. روزی بقال از دست طوطی که ظرف روغن را شکسته، خشمگین می شود و با چوب تنبیه اش می کند. طوطی که موی سرش بر اثر تنبیه بقال ریخته، فکر می کند ریختن موی سر دیگران هم بر اثر شکستن ظرف روغن و تنبیه شدن است.
قصه دوم (ورود به دنیای عروسک ها): پسر نوجوانی که قسمت «طوطی و بقال» را دیده، وارد استودیوی عروسکی می شود و درویش (یکی از عروسک ها) برای او مرحله های ساخت عروسک ها و فیلمبرداری عروسکی را توضیح می دهد.
قصه سوم (کوه جواهر): پسربچه ای که در بازار شاگرد یک زغال فروش است، هنگام کار در رویای ثروتمند شدن فرو می رود و از کار اخراج می شود. پیرمرد جواهرفروشی پسربچه را استخدام می کند و با خود به کوه جواهر می برد. در آنجا، پیرمرد پوست گوسفندی به پسربچه می پوشاند، تا عقابی او را به لانه اش در بالای کوه ببرد. پسربچه، عقاب را فراری می دهد و در قله، جواهراتی را برای پیرمرد به پایین پرتاب می کند. اما پیرمرد جواهرات را برمی دارد و می گریزد. پسربچه با عقاب ـ که نوجوان های قبلی را قربانی کرده و لباس هایشان برجا مانده است ـ طرح دوستی می ریزد و نجات پیدا می کند. در بازگشت به بازار، به دوست نوجوانش که نزد جواهرفروش به کار مشغول شده هشدار می دهد و آن دو با کمک یکدیگر جواهرفروش را به کوه جواهر می کشانند و طعمه عقاب می کنند.

 

دانلود فیلم زهرمار

 

دانلود فیلم سامورایی در برلین

دانلود فیلم چهار انگشت